پیشنوشت: اینجا
برای ما که ظاهرن این کاره ایم٬ " آن فیلم که از هنر بری بود ـ طوفان شن شمقدری بود " شعر آشناییست! در بین هم صنف های ما تمسخر افرادی مثل جناب شمقدری مُد است و نشان هنرمندی و روشنفکری و در عین حال کاردرستی!
اما من حالا می خواهم این تابو را بشکنم و بگویم:
احسنت آقای شمقدری احسنت
حکمن خیلی ها که این تیتر را می بینند می گذارندش به حساب تعصب من روی یک کاندیدا اما اشتباه می کنند چون من ۳ فیلم قبلی شمقدری برای دکتر را هم دیده بودم اما هیچ وقت واکنش خاصی نشان ندادم. دوستان که واقفند.
تمام فیلم های تبلیغاتی ساخته شده در این دو دوره یک طرف و صحنه باغچه در فیلم شمقدری یک طرف. باید مجیدی بیاید و لنگ بیاندازد با آن انتخاب بازیگرش.
دوربین خانه ای معمولی را نشان می دهد. رییس جمهور با تی شرت و شلوار گرم کن سه خط در را باز می کند. داخل می شویم. در حیاط دیدنی قابل توجهی نیست جز یک باغچه. رییس جمهور سبزی خوردن خانه را خودش پرورش می دهد. خوب هم وارد است. گیشنیز٬ جعفری٬ تره٬ ترب.
نشان دادن صمیمیت و سادگی رییس جمهور خوب است. دلنشین است اما کار شاقی نیست ( هر چند که در سایر فیلم ها همینش را هم نمی توان دید. دلیلش هم واضح است چون مشکل از سوژه هاست! ) خوب سادگی و صمیمیت را دیدیم بعدش ؟ رییس جمهور کنار باغچه می نشیند. کم کم حرف از علف های هرز می شود. علف هایی که خودشان را شبیه "ریحون" می کنند و لابه لای ریحان ها خودشان را مخفی می کنند. رییس جمهور می گوید تشخیص شان برای ناواردها سخت است و بعد از مضرات این ریحان نماها حرف می زند. بعد دست می برد لای "سبز"ی ها و "سبز"ی های قلابی را می کند و به دوربین نشان می دهد و بعد کنار باغچه رها می کند. این تمام حرف باغبان است.