تبليغاتX
میم . ب . مهاجر

  

و مکروا و مکرالله والله خیر الماکرین

 

+ شنبه 23 خرداد1388 17:47 میم . ب . مهاجر

 

نیمه شب بود یا اوایل شب! تلویزیون داشت حافظ دکلمه می کرد و چهچه می زد. هوای حافظ کردم. فال که نه اما تورق هم نبود. بیت اول ... ناخودآگاه گوشی را برداشتم تا به هاشم زنگ بزنم. نزدم گفتم سرش شلوغ است. شاید هم دیر وقت بود!

***

بر نمی داشت. یک بار٬ دو بار٬ سه بار ... پیامک زدم:

هاشم جان به دکتر بگو امشب آخر نطق تلویزیونیش این شعر حافظ رو بخونه:

گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر       به جز از خدمت رندان نکنم کار دگر

برای اطمینان هم که شده دوبار فرستادم.

***

شب با بچه ها میدان فلسطین مسجد امام صادق (ع) پای منبر حاج آقا پناهیان بودیم که پیامک زد:  "چشم آقا جون". برق از چشم هام پرید. یعنی هاشم در آن بلبشو پیام را خوانده بود ؟ رسانده بود به دکتر ؟ پسندش شده بود ؟ ... حاج سعید داشت یستشیر می خواند.

***

آمدیم دور میدان. برنامه روی پرده پخش می شد. الهم عجل لولیک الفرج والعافیه .... گفت و گفت٬ نمودارها را مقایسه کرد و لبخند زد. جامپ کات. ... و اما به قول خواجه شیراز:

گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر      به جز از خدمت رندان نکنم کار دگر

هلهله بلند شد.

کیفورم. به لاندازه همین سر سوزن نقشی که در تاریخ بازی کردم!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اینو واسه امروز نگه داشته بودم:

 

ضرب الاجل

 

حالا که عاشق کرده ای قلب غزل ها را

 

حتی مسلمان کرده ای لات و هبل ها را

 

حالا که باب استخاره سوره نحل است

 

برگرد و با ما بگذران ماه عسل ها را

 

بیش از هزار و چارصد سال است می خوانیم

 

نشنیده ای حی علی خیر العمل ها را ؟

 

بعد از تو هی افسانه و اسطوره زاییدند

 

کی می بُری آقا دماغ این دغل ها را ؟

 

کی می رسی تا این علف ها زیر پاهامان ...

 

شرمنده ام گستاخی ضرب المثل ها را  !  *

 

ما کاسه های صبرمان هم جنسشان چینی ست

 

آتشفشانی شو بلرزان این گسل ها را

 

***


آقا غروب جمعه مرگ ماست اما کاش

 

پایان ندبه بشکنی ضرب الاجل ها را

 

 

_______________________________

*  اصلا چه حاجت لشگر کور و کچل ها را !

 

سه شنبه 29/2/88

تا جمعه 1/3/88

 

 

 

پی نوشت: دوست دارم این دردنامه  آدم  روتو میدون شهر فریاد بزنم.

در باره بحث هاله نور و فیلم نود سیاسی این چند تا نوشته هم خوندنیه:

این

و این

و این هم

این هم جدیدترین پاسخ خود دکتر به برخی شبهات: اینجا

 

 

+ پنجشنبه 21 خرداد1388 15:18 میم . ب . مهاجر |

 

پیشنوشت: اینجا

 

برای ما که ظاهرن این کاره ایم٬ " آن فیلم که از هنر بری بود ـ طوفان شن شمقدری بود " شعر آشناییست! در بین هم صنف های ما تمسخر افرادی مثل جناب شمقدری مُد است و نشان هنرمندی و روشنفکری و در عین حال کاردرستی!

اما من حالا می خواهم این تابو را بشکنم و بگویم:

احسنت آقای شمقدری احسنت

حکمن خیلی ها که این تیتر را می بینند می گذارندش به حساب تعصب من روی یک کاندیدا اما اشتباه می کنند چون من ۳ فیلم قبلی شمقدری برای دکتر را هم دیده بودم اما هیچ وقت واکنش خاصی نشان ندادم. دوستان که واقفند.

تمام فیلم های تبلیغاتی ساخته شده در این دو دوره یک طرف و صحنه باغچه در فیلم شمقدری یک طرف. باید مجیدی بیاید و لنگ بیاندازد با آن انتخاب بازیگرش.

دوربین خانه ای معمولی را نشان می دهد. رییس جمهور با تی شرت و شلوار گرم کن سه خط در را باز می کند. داخل می شویم. در حیاط دیدنی قابل توجهی نیست جز یک باغچه. رییس جمهور سبزی خوردن خانه را خودش پرورش می دهد. خوب هم وارد است. گیشنیز٬ جعفری٬ تره٬ ترب.

نشان دادن صمیمیت و سادگی رییس جمهور خوب است. دلنشین است اما کار شاقی نیست ( هر چند که در سایر فیلم ها همینش را هم نمی توان دید. دلیلش هم واضح است چون مشکل از سوژه هاست! ) خوب سادگی و صمیمیت را دیدیم بعدش ؟  رییس جمهور کنار باغچه می نشیند. کم کم حرف از علف های هرز می شود. علف هایی که خودشان را شبیه "ریحون" می کنند و لابه لای ریحان ها خودشان را مخفی می کنند. رییس جمهور می گوید تشخیص شان برای ناواردها سخت است و بعد از مضرات این ریحان نماها حرف می زند. بعد دست می برد لای "سبز"ی ها و "سبز"ی های قلابی را می کند و به دوربین نشان می دهد و بعد کنار باغچه رها می کند. این تمام حرف باغبان است.

 

+ دوشنبه 18 خرداد1388 15:24 میم . ب . مهاجر |

 

گفت :

واقعاَ متا سفم برای نظام جمهورى اسلامى و همچنین برای رهبریت که به قول آقاى رئیس جمهورى فعلى 24 ساله که منافع مملکـت از دست رفته و حق مردم خورده شده .
و شورای تشخیص مصلحت نظامی که با اظهارات (افشاگری ها ) آقای رئیس جمهور مشروعیت و اعتبارش را از دٍست داد.
و حآل اینکه اگر منافع آقای رئیس جمهور براى چهار سال دیگر در خطر نمی افتاد معلوم نبود که ایشان کی این به اصطلاح شجاعت رآ به خرج مى داد.
کاش به جاى اینکه براى باقى ماندن در مسند قدرت آنقدر زور بزنیم حداقل تاکتیک سیاسی بهتری را انتخاب می کردیم .
تا امروز مردم بین افشاگری ها ر,یس جمهور و سخنان امروز رهبر که هر چهار کاندیدا یک هدف دارند دچار شبهه و تناقض نمی شدند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

گفتم :


ادامه مطلب
+ یکشنبه 17 خرداد1388 16:18 میم . ب . مهاجر |

 

 

دکتر حسن عباسی بازداشت شد !

سایت انتخاب 10 دست از حمایت موسوی برداشت !!

 

+ شنبه 16 خرداد1388 17:14 میم . ب . مهاجر |

   

و پیشنوشت: اینجا

 

دو ماه پیش بود. یکی از دوستان گفت برای تصویر برداری در ستاد موسوی ۵۰۰۰۰۰ تومان - یک ماه٬ حاضری ؟ خندیدم.

یک ماه بعد از دو ماه پیش بود. مسئول سمعی و بصری ستاد دانشجویی احمدی نژاد گفت شما که دانشجوی دانشکده صدا و سیمایی نوار خام تصویر برداری صلواتی سراغ نداری در مضیغه ایم ؟ خندیدم.

 

پاورقی 1

پاورقی 2

پاورقی 3

پاورقی 4

با هم بخندیم 1

با هم بخندیم 2

با هم بخندیم 3

چه جالب

یاللعجب 1

یاللعجب به توان 2

یاللعجب 3

یاللعجایب !!!

 

 

+ سه شنبه 12 خرداد1388 14:53 میم . ب . مهاجر |

 

  

از آنجایی که "سعی" می کنیم سیاستمان عین دیانتمان باشد:

 

از رونق بازار فلج گفت و بعد ...

از دشمن و دوزاری کج گفت و بعد ...

یک لحظه سکوت و بعد با چشمانش

عجل لولیک الفرج گفت و بعد ...

 

ای کاش به تو رای نمی داد کسی

تا وقت کنی به خویش قدری برسی

اینگونه شبانه روز در کار و تلاش

ترسم به چهار سال دوم نرسی!

 

با آمدنت امید را فهمیدیم

معنی غنی عید را فهمیدیم

تو رای بیاری و نیاری با تو

ما معنی روسپید را فهمیدیم

 

خوب است که هی به کار مردم برسی

از خواف نیامده به جهرم برسی

رحمی به خودت بکن که حتی المقدرو

تا آخر چار سال دوم برسی !

 

بگذار مدام غیبتت را بکنند

تحقیر مرام و هیبتت را بکنند

هر چند که ناخواسته اما تسهیل

اسباب صعود قیمتت را بکنند!

 

 

برای مردی از جنس مردم

سحر سه شنبه ۵ خرداد ۸۸

 

 

+ چهارشنبه 6 خرداد1388 9:11 میم . ب . مهاجر |