تبليغاتX
میم . ب . مهاجر

 

حالم بد است، خسته‌تر از اين نمي‌شوم

از غم گذشته است كه غمگين نمي‌شوم

هر شب دو قطره اشك نوشتند نسخه را 

تا صبح گريه كردم و تسكين نمي‌شوم

تـــــا صبح زيرِ بارِ نگـــاهِ غريبـــه‌اي

تسليمِ پلكِ خسته و سنگين نمي‌شوم 

در حيرتم از اين همه تاب و توان ولي

ماندم چگونه كافر و بي دين نمي‌شوم

از هيچ كسي گلايه ندارم به غيرِ مرگ

گوشم پر است وعده و تلقين نمي‌شوم

هرچند تازگي شده بازيچه مرگ هم 

نه! دلقكِ مراســـــمِ تدفين نمي‌شوم

آب طلـب نكــرده اگر چه مــــراد بود 

ديگر به هيچ حادثه خوشبين نمي‌شوم

*** 

اين روزهــــــا كه مي گذرد با بهانه‌اي

كز مي كنم كناري و ...

  

17 تا 24 آبان 87

 

+ جمعه 24 آبان1387 16:23 میم . ب . مهاجر |

آهو 

 

نالید به پای دام: یا هو، آهو

 

با سینه مملو از هیاهو، آهو

 

صیّاد نشست روی زانو، لرزید

 

خِجلت زده از ضامن آهو، آهو

 

 

جمعه     2/10/84

 

يه كار قديميه، فقط محض رضاي اين روزها ...

 

 

+ یکشنبه 19 آبان1387 19:4 میم . ب . مهاجر |

 

./ گفته اند " تا مرد سخن نگفته باشد، عيب و هنرش نهفته باشد"، قبول.

./ گفته اند " زبان سرخ سر سبز مي دهد بر باد"، قبول.

./ گفته اند " دو صد گفته چون نيم كردار نيست"، قبول.

./ گفته اند، گفته اند، گفته اند، ... قبول، قبول، قبول.

./  مي‌خواهم بگويم ( بنويسم ) ... از اين به بعد ... نه فقط با شعر.

./ قبول ؟

 

+ یکشنبه 5 آبان1387 23:26 میم . ب . مهاجر |