حالم بد است، خستهتر از اين نميشوم
از غم گذشته است كه غمگين نميشوم
هر شب دو قطره اشك نوشتند نسخه را
تا صبح گريه كردم و تسكين نميشوم
تـــــا صبح زيرِ بارِ نگـــاهِ غريبـــهاي
تسليمِ پلكِ خسته و سنگين نميشوم
در حيرتم از اين همه تاب و توان ولي
ماندم چگونه كافر و بي دين نميشوم
از هيچ كسي گلايه ندارم به غيرِ مرگ
گوشم پر است وعده و تلقين نميشوم
هرچند تازگي شده بازيچه مرگ هم
نه! دلقكِ مراســـــمِ تدفين نميشوم
آب طلـب نكــرده اگر چه مــــراد بود
ديگر به هيچ حادثه خوشبين نميشوم
***
اين روزهــــــا كه مي گذرد با بهانهاي
كز مي كنم كناري و ...
17 تا 24 آبان 87
آهو
نالید به پای دام: یا هو، آهو
با سینه مملو از هیاهو، آهو
صیّاد نشست روی زانو، لرزید
خِجلت زده از ضامن آهو، آهو
جمعه 2/10/84
يه كار قديميه، فقط محض رضاي اين روزها ...
./ گفته اند " تا مرد سخن نگفته باشد، عيب و هنرش نهفته باشد"، قبول.
./ گفته اند " زبان سرخ سر سبز مي دهد بر باد"، قبول.
./ گفته اند " دو صد گفته چون نيم كردار نيست"، قبول.
./ گفته اند، گفته اند، گفته اند، ... قبول، قبول، قبول.
./ ميخواهم بگويم ( بنويسم ) ... از اين به بعد ... نه فقط با شعر.
./ قبول ؟